محمد ابراهيم آيتى
225
تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )
دروغ مىگوئى و بيش از همه أبو جهل او را تكذيب مىكرد . سراقه ( صمن اشعارى ) به وى گفت : اى أبو حكم ! به خدا قسم : اگر هنگامى كه دست و پاى اسب من فرو رفت ، تو هم تماشا مىكردى ، دانسته بودى و شكّ نداشتى كه محمّد فرستادهء خدا است و معجزهء او را نمىتوان پوشيده داشت [ 1 ] . بريدة بن حصيب أسلمى [ 2 ] نوشتهاند كه : چون رسول خدا در طريق هجرت به « غميم » [ 3 ] رسيد « بريدة بن حصيب أسلمى » با هشتاد خانواده از قوم خويش نزد وى رسيدند و همگى به دين اسلام درآمدند و نماز عشا را با رسول خدا خواندند . آنگاه « بريده » در ميان قوم خود ماند تا پس از جنگ أحد به مدينه آمد و در غزواتى كه بعد از أحد روى داد ، از جمله در « حديبيه » و « بيعت رضوان » حضور داشت [ 4 ] . سال اول هجرت ورود رسول خدا به مدينه رسول خدا روز دوشنبه دوازدهم ربيع الأوّل ، نزديك ظهر وارد محلّهء « قبا » ى مدينه شد . « عبد الرحمن بن عويم بن ساعده » مىگويد : مردانى از قوم من كه همه از اصحاب رسول خدا بودند ، چنين گفتند : كه چون از حركت رسول خدا از مكّه
--> [ 1 ] - ترجمهء تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 399 - 400 . اسد الغابه ، ج 2 ، ص 266 . [ 2 ] - از قبيلهء « بنى أسلم بن أفصى بن حارثه » ( بفتح لام أسلم ) . [ 3 ] - به فتح غين : جائى است نزديك مدينه ، ميان رابغ و جحفه ( مراصد الاطلاع ) . [ 4 ] - أسد الغابه ، ج 1 ، ص 175 . الاستيعاب ، ج 1 ، ص 177 . الاصابه ، ج 1 ، ص 150 .